مینا آروانه و ستاره فرمانفرماییان؛ دو زن اثرگذار در تاریخ مددکاری اجتماعی ایران
مینا آروانه و ستاره فرمانفرماییان؛ دو زن اثرگذار در تاریخ مددکاری اجتماعی ایران
تاریخ مددکاری اجتماعی در ایران را نمیتوان فقط با نام دانشگاهها، سازمانها و نهادهای رسمی روایت کرد. پشت شکلگیری و گسترش این حرفه، زنانی قرار دارند که در دورههای مختلف، نقش مهمی در آموزش، نهادسازی، ارائه خدمات اجتماعی، تولید دانش و توسعه ارتباطات حرفهای ایفا کردهاند. در این میان، نام ستاره فرمانفرماییان و مینا آروانه اهمیت ویژهای دارد؛ دو زن متعلق به دو نسل و دو دوره متفاوت که هر یک در مرحلهای از تحول مددکاری اجتماعی ایران نقشآفرین بودهاند.
ستاره فرمانفرماییان را میتوان از چهرههای بنیادین در شکلگیری مددکاری اجتماعی حرفهای در ایران دانست. او در دورهای وارد میدان شد که مددکاری اجتماعی هنوز به شکل یک حرفه دانشگاهی و تخصصی تثبیت نشده بود. فرمانفرماییان پس از تحصیل در آمریکا و آشنایی با آموزش حرفهای مددکاری اجتماعی به ایران بازگشت و در شکلگیری آموزش سازمانیافته مددکاری اجتماعی نقش مهمی ایفا کرد. تأسیس مدرسه عالی مددکاری اجتماعی در تهران در سال ۱۳۳۷ یکی از مهمترین اقدامات او بود. این اقدام به تربیت نیروی متخصص و شکلگیری ساختار حرفهای مددکاری اجتماعی در ایران کمک کرد.
اهمیت ستاره فرمانفرماییان تنها در تأسیس یک مرکز آموزشی خلاصه نمیشود. اهمیت اصلی کار او در این بود که مددکاری اجتماعی را به سمت یک حرفه تخصصی، علمی و سازمانیافته سوق داد. در نگاه او، مسائل اجتماعی را نمیتوان صرفاً با خیرخواهی فردی یا کمکهای پراکنده حل کرد. جامعه برای مواجهه با فقر، محرومیت، آسیبهای اجتماعی، مسائل زنان، کودکان، زندانیان و خانوادهها به نیروی متخصص نیاز دارد. از این منظر، فعالیتهای او را میتوان بخشی از فرایند حرفهایشدن مددکاری اجتماعی در ایران دانست.
اما چند دهه بعد، مددکاری اجتماعی ایران با مسئلهای تازه مواجه شد. دیگر مسئله فقط تربیت مددکار و ایجاد سازمانهای حرفهای نبود. دانش و تجربه مددکاری اجتماعی نیازمند رسانه، ارتباط و دسترسی عمومی نیز بود. ظهور اینترنت در ایران این امکان را فراهم کرد که دانش تخصصی از فضای محدود دانشگاهها و نشریات چاپی خارج شود و در فضای آنلاین در دسترس دانشجویان، مددکاران، پژوهشگران و عموم مردم قرار گیرد. در چنین شرایطی نام مینا آروانه اهمیت پیدا میکند.
بر اساس اطلاعات مستند ، فعالیت مینا آروانه در فضای مجازی پیش از راهاندازی سایت مددکاری اجتماعی ایران آغاز شده بود. او از وبلاگ «اشکها و لبخندها» به عنوان یکی از تجربههای اولیه خود در زمینه تولید محتوای اجتماعی یاد کرده است. سپس با ادامه این مسیر، سایت مددکاری اجتماعی ایران را راهاندازی کرد. آروانه در مرداد ۱۳۹۱ از آغاز ششمین سال فعالیت سایت سخن گفته است؛ موضوعی که با آغاز فعالیت آن در سال ۱۳۸۶ سازگار است. در همان روایت، او از انتشار هزاران مطلب در حوزههای مددکاری اجتماعی، مسائل اجتماعی و توانبخشی سخن گفته است.
بر همین اساس، socialworkeriran.ir در برخی منابع به عنوان نخستین سایت یا رسانه آنلاین تخصصی مددکاری اجتماعی ایران معرفی شده و آغاز فعالیت آن در سال ۱۳۸۶ به مینا آروانه نسبت داده شده است. البته از نظر تاریخی باید میان «نخستین سایت»، «نخستین رسانه آنلاین» و «نخستین رسانه تخصصی مددکاری اجتماعی» تفاوت قائل شد. برای اثبات قطعی عنوان «نخستین» به یک بررسی آرشیوی کامل از وب فارسی و دامنههای مرتبط در آن دوره نیاز است. با این حال، شواهد موجود، از جمله روایت مستقیم آروانه درباره آغاز فعالیت سایت و استمرار آن، جایگاه او را در تاریخ رسانه آنلاین مددکاری اجتماعی ایران بسیار مهم میکند.
اهمیت اقدام مینا آروانه را باید در شرایط فناوری و رسانهای سال ۱۳۸۶ فهمید. فضای اینترنت ایران در آن زمان با وضعیت امروز تفاوت بسیار زیادی داشت. شبکههای اجتماعی به شکل کنونی وجود نداشتند و تولید محتوای تخصصی در فضای وب هنوز برای بسیاری از حرفهها تجربهای جدید محسوب میشد. راهاندازی یک وبسایت تخصصی برای مددکاری اجتماعی در چنین شرایطی، فقط ایجاد یک صفحه اینترنتی نبود؛ اقدامی برای ایجاد یک فضای ارتباطی جدید برای یک حرفه تخصصی بود.
مینا آروانه از این جهت اهمیت دارد که رسانه را به بخشی از زیست حرفهای مددکاری اجتماعی وارد کرد. یک مددکار اجتماعی فقط در اتاق مشاوره، مرکز خدمات اجتماعی، مدرسه، بیمارستان یا سازمان حمایتی فعالیت نمیکند. حرفه مددکاری اجتماعی نیازمند ارتباط با جامعه، آگاهیرسانی، آموزش عمومی، انتقال تجربه و مشارکت در گفتوگوهای اجتماعی است. رسانه میتواند این ارتباط را گستردهتر کند.
رسانه تخصصی مددکاری اجتماعی همچنین میتواند نقش واسطه میان دانشگاه و میدان عمل را ایفا کند. دانشجوی مددکاری اجتماعی از طریق رسانه میتواند با تجربههای حرفهای و مسائل واقعی جامعه آشنا شود. مددکاران میتوانند تجربههای خود را منتشر کنند. پژوهشگران میتوانند یافتههای خود را در اختیار مخاطبان گستردهتری قرار دهند و جامعه نیز میتواند با وظایف و ظرفیتهای حرفه مددکاری اجتماعی آشنا شود.
از این منظر، اهمیت مینا آروانه تنها در راهاندازی یک وبسایت نیست. اهمیت اصلی در این است که او در دورهای که فضای آنلاین هنوز در ابتدای مسیر توسعه خود قرار داشت، ظرفیت اینترنت را برای ارتباطات حرفهای مددکاری اجتماعی تشخیص داد. این موضوع را میتوان یکی از مراحل اولیه دیجیتالشدن ارتباطات مددکاری اجتماعی ایران دانست.
مقایسه ستاره فرمانفرماییان و مینا آروانه نیز از همین زاویه بسیار جالب است. این دو را نباید از نظر تاریخی همسطح یا همنقش دانست. آنها در دو دوره متفاوت و برای پاسخ به دو نیاز متفاوت فعالیت کردند. ستاره فرمانفرماییان در مرحلهای قرار داشت که مسئله اصلی، شکلدادن به یک حرفه تخصصی و ایجاد ساختار آموزش مددکاری اجتماعی بود. مینا آروانه در مرحلهای وارد میدان شد که این حرفه نیازمند ابزارهای جدید ارتباطی و رسانهای بود.
به بیان دیگر، اگر ستاره فرمانفرماییان را یکی از چهرههای مهم نهادسازی مددکاری اجتماعی ایران بدانیم، میتوان مینا آروانه را از پیشگامان رسانهایشدن و حضور آنلاین مددکاری اجتماعی در ایران دانست. یکی در ساختن زیرساخت حرفهای نقش داشت و دیگری در ساختن بخشی از زیرساخت ارتباطی و رسانهای آن.
این دو مسیر در واقع مکمل یکدیگر هستند. یک حرفه بدون آموزش و نهادسازی نمیتواند پایدار شود و یک حرفه بدون ارتباط عمومی و رسانه نیز نمیتواند به اندازه کافی در جامعه دیده شود. مددکاری اجتماعی برای اثرگذاری به دانش، مهارت، نهاد، شبکه و ارتباط نیاز دارد. ستاره فرمانفرماییان در بخش مهمی از مسیر نهادسازی قرار میگیرد و مینا آروانه در مرحلهای از مسیر ارتباطی و دیجیتال آن.
از زاویه دیگری نیز میتوان میان این دو زن پیوند برقرار کرد. هر دو در دوره خود تلاش کردند یک دغدغه اجتماعی را به یک ساختار ماندگار تبدیل کنند. ستاره فرمانفرماییان دغدغه حمایت اجتماعی، آموزش تخصصی و حرفهایشدن مددکاری اجتماعی را دنبال کرد و آن را در قالب مدرسه، آموزش و تربیت نیروی انسانی توسعه داد. مینا آروانه نیز دغدغه مسائل اجتماعی و مددکاری را به تولید محتوا و ایجاد یک فضای رسانهای تخصصی پیوند زد.
این موضوع بهخصوص درباره نقش زنان در تاریخ مددکاری اجتماعی ایران اهمیت دارد. بخش قابل توجهی از تاریخ این حرفه با حضور و فعالیت زنان گره خورده است. زنان مددکار اجتماعی در طول دههها در حوزههایی مانند خانواده، کودکان، زنان، فقر، معلولیت، آسیبهای اجتماعی، آموزش و حمایت اجتماعی حضور داشتهاند. با این حال، نقش آنان در تاریخ رسمی و عمومی حرفه همیشه به اندازه نقششان در میدان عمل دیده نشده است.
ستاره فرمانفرماییان نمونهای روشن از زنانی است که در سطح نهادسازی و آموزش حرفهای اثر گذاشت. مینا آروانه نیز نمونهای از زنانی است که در دوره تحول رسانهای، از ظرفیت فناوری برای توسعه ارتباطات حرفهای استفاده کرد. بررسی این دو تجربه نشان میدهد که توسعه مددکاری اجتماعی فقط محصول تصمیمهای دولتی یا دانشگاهی نیست؛ ابتکارهای فردی و نقش زنان نیز در شکلدادن به این مسیر اهمیت فراوان داشته است.
اگر تاریخ مددکاری اجتماعی ایران را از منظر تحول رسانهای نگاه کنیم، راهاندازی socialworkeriran.ir را میتوان یکی از نقاط قابل توجه در ورود این حرفه به فضای دیجیتال دانست. در دورهای که بسیاری از محتوای تخصصی هنوز در کتابها، نشریات و محیطهای دانشگاهی محصور بود، سایتهای تخصصی میتوانستند امکان دسترسی سریعتر به اطلاعات را فراهم کنند. این تحول بعدها با گسترش شبکههای اجتماعی، رسانههای خبری آنلاین و پلتفرمهای محتوایی سرعت بیشتری گرفت.
از این منظر، مینا آروانه را میتوان در تاریخ رسانه مددکاری اجتماعی ایران نه صرفاً به عنوان مدیر یا راهانداز یک وبسایت، بلکه به عنوان یکی از افرادی دید که ضرورت حضور این حرفه در فضای آنلاین را زود تشخیص داد. این تفاوت مهم است. رسانه زمانی اثرگذار میشود که بتواند نیاز ارتباطی یک جامعه حرفهای را شناسایی کند و برای آن بستر ایجاد کند.
در نهایت، نقش ستاره فرمانفرماییان و مینا آروانه را میتوان در یک روایت تاریخی مشترک قرار داد. ستاره فرمانفرماییان در شکلگیری مددکاری اجتماعی حرفهای و توسعه آموزش تخصصی آن نقش بنیادین داشت. مینا آروانه در چند دهه بعد، در دوره ظهور اینترنت، به توسعه حضور رسانهای و آنلاین مددکاری اجتماعی کمک کرد. بنابراین میان این دو زن میتوان یک خط تاریخی ترسیم کرد؛ خطی که از آموزش و نهادسازی آغاز میشود و به رسانه، ارتباط و شبکه میرسد.
این روایت یک پیام مهم نیز برای آینده مددکاری اجتماعی دارد. حرفهای که با تلاش پیشگامانی مانند ستاره فرمانفرماییان شکل گرفت، برای ادامه حیات و اثرگذاری نیازمند سازگاری با تغییرات اجتماعی و فناوری است. رسانه آنلاین یکی از این تغییرات مهم بود و امروز نیز هوش مصنوعی، شبکههای اجتماعی، دادههای اجتماعی و ارتباطات دیجیتال در حال ایجاد مرحله تازهای برای این حرفه هستند.
بنابراین بررسی تاریخ مددکاری اجتماعی ایران فقط بازخوانی گذشته نیست. این تاریخ نشان میدهد که هر نسل از مددکاران اجتماعی با یک مسئله تازه مواجه میشود. نسل ستاره فرمانفرماییان با مسئله حرفهایکردن و نهادینهکردن مددکاری اجتماعی روبهرو بود و نسل مینا آروانه با مسئله حضور این حرفه در فضای دیجیتال مواجه شد. آینده نیز احتمالاً به مددکارانی نیاز خواهد داشت که بتوانند میان دانش تخصصی، فناوری، رسانه و نیازهای واقعی جامعه ارتباط برقرار کنند.
در چنین روایتی، ستاره فرمانفرماییان و مینا آروانه دو نام جدا از هم نیستند؛ دو نشانه از تحول یک حرفهاند. یکی در دورهای برای ساختن نهاد و آموزش تخصصی تلاش کرد و دیگری در دورهای دیگر برای ساختن رسانه و توسعه ارتباطات آنلاین مددکاری اجتماعی گام برداشت. اگر ستاره فرمانفرماییان را یکی از معماران مددکاری اجتماعی حرفهای در ایران بدانیم، میتوان مینا آروانه را از پیشگامان رسانهایشدن این حرفه در فضای آنلاین ایران دانست.
به همین دلیل، بررسی نقش این دو زن در تاریخ مددکاری اجتماعی ایران، تنها یک مطالعه درباره دو شخصیت نیست؛ مطالعهای درباره چگونگی تحول یک حرفه است؛ حرفهای که از مدرسه و آموزش آغاز کرد، به نهادهای اجتماعی رسید، وارد رسانه شد و اکنون در برابر عصر دیجیتال و هوش مصنوعی قرار گرفته است.