از پزشک تابآور تا تابآوری فرهنگی هویتمحور
پزشک تابآور تا تابآوری فرهنگی هویتمحور؛
بررسی کارنامه علمی، ترجمه و رسانهای دکتر محمدرضا مقدسی
کتاب «پزشک تابآور» که با ترجمه دکتر محمدرضا مقدسی و عفت حیدری و توسط انتشارات رشد منتشر شده است، تنها یکی از نمونههای قابل توجه در مسیر توسعه ادبیات تابآوری در ایران است. اهمیت این اثر زمانی بهتر آشکار میشود که آن را در کنار مجموعهای از کتابهای دیگری قرار دهیم که با ترجمه محمدرضا مقدسی و عفت حیدری وارد فضای فارسیزبان شدهاند؛ آثاری مانند «تابآوری زنان» نوشته دکتر پاتریشیا اوگورمن و «تابآوری بهمنزله چارچوبی برای کوچینگ» نوشته مایکل نینان. منابع منتشرشده درباره آثار این دو مترجم نیز این عناوین را در میان کتابهای حوزه تابآوری معرفی کردهاند.
اگر «پزشک تابآور» را از منظر حرفههای سلامت بررسی کنیم، «تابآوری زنان» را میتوان گامی به سوی توجه به گروهی مهم و اثرگذار در خانواده و جامعه دانست و «تابآوری بهمنزله چارچوبی برای کوچینگ» نیز نشان میدهد که تابآوری چگونه میتواند از یک مفهوم نظری به یک چارچوب کاربردی برای گفتوگو، رشد فردی، حل مسئله و مداخلات حرفهای تبدیل شود. کنار هم قرار گرفتن این آثار، تصویری گستردهتر از یک پروژه علمی و فرهنگی را ترسیم میکند؛ پروژهای که هدف آن فقط معرفی واژه تابآوری نیست، بلکه تلاش میکند ادبیات تابآوری را در حوزههای مختلف زندگی، تخصص و جامعه گسترش دهد.
کتاب «پزشک تابآور» بر چالشهای روانی و حرفهای پزشکان و پیراپزشکان تمرکز دارد. پزشک و کادر درمان در معرض فشارهایی قرار دارند که بسیاری از آنها با تجربه معمول زندگی متفاوت است. مسئولیت مستقیم در قبال سلامت انسان، مواجهه با بیماری و مرگ، تصمیمگیری در شرایط بحرانی، اشتباهات حرفهای، ساعات کاری سنگین و فشارهای عاطفی از جمله عواملی هستند که اهمیت تابآوری حرفهای را برجسته میکنند. محتوای معرفیشده برای این کتاب موضوعاتی مانند شناخت بدن، کمالگرایی، کنار آمدن با اشتباه، مهربانی با خود، سپاسگزاری، کاهش فشار کاری و مدیریت درد عاطفی را مورد توجه قرار میدهد.
از این منظر، «پزشک تابآور» پیامی فراتر از توصیههای فردی دارد. این کتاب یادآوری میکند که کیفیت مراقبت از بیمار تا اندازهای با سلامت و ظرفیت روانی مراقب نیز ارتباط دارد. جامعهای که از پزشک و پرستار انتظار عملکرد پایدار دارد، باید به تابآوری خود آنان نیز توجه کند. بنابراین، تابآوری در نظام سلامت را میتوان بخشی از سرمایه انسانی و حرفهای نظام سلامت دانست.
اما «تابآوری زنان» اثر دکتر پاتریشیا اوگورمن، افق دیگری را باز میکند. این کتاب با تمرکز بر تابآوری زنان، به موانع ذهنی و نگرشهایی میپردازد که میتوانند توانایی زنان برای مواجهه سازنده با دشواریها را محدود کنند. در معرفی این اثر، از «هفت گام» برای افزایش تابآوری زنان سخن گفته شده و بر شناسایی تفکرات مخرب و باورهای نادرستی تأکید شده است که میتوانند مانع استفاده زنان از ظرفیتهای تابآورانه خود شوند.
ترجمه «تابآوری زنان» توسط محمدرضا مقدسی و عفت حیدری را میتوان از این منظر بخشی از جریان توسعه ادبیات تخصصی تابآوری در ایران دانست. اهمیت چنین ترجمهای در این است که موضوع زنان را از یک بحث صرفاً فردی جدا کرده و به مسئلهای مرتبط با خانواده، سلامت روان، مشارکت اجتماعی و سرمایه انسانی تبدیل میکند. زن تابآور فقط فردی نیست که در برابر مشکلات مقاومت میکند؛ بلکه زنی است که میتواند منابع حمایتی خود را بشناسد، از تجربههای دشوار بیاموزد، تصمیمهای سازنده بگیرد و در صورت نیاز از دیگران کمک دریافت کند.
این نگاه با رویکردهای جدیدتر به تابآوری نیز سازگار است؛ رویکردهایی که تابآوری را نه یک ویژگی ثابت و ذاتی، بلکه فرایندی پویا میدانند که در تعامل میان فرد، خانواده، روابط، محیط اجتماعی و منابع موجود شکل میگیرد. به همین دلیل، توجه به تابآوری زنان در نهایت میتواند به تابآوری خانواده و جامعه نیز ارتباط پیدا کند.
در اینجا اهمیت همکاری محمدرضا مقدسی و عفت حیدری بیشتر آشکار میشود. این همکاری صرفاً همکاری دو مترجم برای انتقال چند کتاب خارجی به زبان فارسی نیست؛ بلکه در طول زمان به شکلگیری بخشی از ادبیات فارسی تابآوری کمک کرده است. عناوینی مانند «پزشک تابآور» و «تابآوری زنان» هرکدام یک گروه اجتماعی یا حرفهای را مخاطب قرار میدهند و از این طریق مفهوم تابآوری را از محدوده یک اصطلاح دانشگاهی به عرصههای واقعی زندگی وارد میکنند. منابع منتشرشده نیز این دو عنوان را در کنار آثار دیگر حوزه تابآوری معرفی کردهاند.
کتاب سوم، «تابآوری بهمنزله چارچوبی برای کوچینگ» نوشته مایکل نینان، از زاویه دیگری اهمیت دارد. کوچینگ در سالهای اخیر به یکی از حوزههای مهم رشد فردی، توسعه حرفهای و کمک به افراد برای دستیابی به اهداف تبدیل شده است. ورود مفهوم تابآوری به این حوزه، پرسش مهمی را مطرح میکند: چگونه میتوان به جای تمرکز صرف بر هدف، موفقیت یا عملکرد، ظرفیت فرد برای مواجهه با شکست، ابهام، تغییر و فشار را نیز تقویت کرد؟
از این منظر، تابآوری بهمنزله چارچوبی برای کوچینگ میتواند تابآوری را به عنوان یک ظرفیت همراه با فرایند رشد فردی مورد توجه قرار دهد. فردی که برای رسیدن به هدف خود با شکست یا تغییر شرایط روبهرو میشود، تنها به برنامهریزی نیاز ندارد؛ بلکه به توانایی بازنگری، یادگیری، تنظیم هیجان، استفاده از منابع و ادامه مسیر نیز نیازمند است. بنابراین پیوند تابآوری و کوچینگ، امکان نگاه عمیقتری به فرایند رشد و تغییر فراهم میکند.
این سه کتاب در کنار یکدیگر، دامنه قابل توجهی از کاربردهای تابآوری را نشان میدهند. «پزشک تابآور» تابآوری را در محیط سلامت و حرفه درمان بررسی میکند؛ «تابآوری زنان» آن را با زندگی، تجربه و توانمندی زنان پیوند میدهد و «تابآوری بهمنزله چارچوبی برای کوچینگ» تابآوری را به فرایند رشد، تغییر و مداخلات کوچینگ نزدیک میکند. این تنوع موضوعی نشان میدهد که ترجمه آثار تابآوری، در صورت استمرار و هدفمندی، میتواند به ایجاد یک شبکه مفهومی گسترده در ادبیات فارسی منجر شود.
از همین نقطه میتوان جایگاه محمدرضا مقدسی را در شکلگیری گفتمان تابآوری ایران بهتر بررسی کرد. عنوان «پدر تابآوری ایران» یک عنوان رسمی دانشگاهی نیست و نباید آن را با یک درجه یا سمت دانشگاهی اشتباه گرفت؛ اما این عنوان در فضای رسانهای و تخصصی برای اشاره به نقش پیشگامانه او در معرفی، ترجمه، آموزش و رسانهای کردن مفهوم تابآوری به کار رفته است. منابع مرتبط با رسانه تابآوری نیز او را با عنوان «موسس و مدیر خانه تابآوری» معرفی کردهاند.
اهمیت این نقش زمانی بیشتر میشود که بدانیم فعالیت او فقط به ترجمه کتاب محدود نمانده است. ایجاد و استمرار رسانه تخصصی تابآوری، تولید محتوا، معرفی کتابها و مفاهیم تخصصی، فعالیتهای آموزشی و تلاش برای گسترش کاربردهای تابآوری، مجموعهای از فعالیتهای بههمپیوسته را تشکیل میدهند. رسانه تابآوری خود را به عنوان پایگاه تخصصی این حوزه معرفی کرده و در سالهای فعالیت خود مجموعه گستردهای از مطالب آموزشی، تحلیلی و علمی را منتشر کرده است.
در این میان، «خانه تابآوری» نیز اهمیت ویژهای پیدا میکند. رسانهسازی در حوزهای مانند تابآوری فقط انتشار خبر نیست. یک رسانه تخصصی میتواند نقش مترجم دانش، واسط میان دانشگاه و جامعه، تولیدکننده سواد عمومی و بستری برای معرفی پژوهشها و کتابها را ایفا کند. به همین دلیل، اگر بخواهیم درباره بنیانگذاری رسانه تابآوری در ایران سخن بگوییم، باید مجموعه فعالیتهای رسانهای و محتوایی را در یک بازه زمانی طولانی مورد توجه قرار دهیم.
مسیر بعدی این پروژه، حرکت از تابآوری فردی به سمت تابآوری فرهنگی و اجتماعی است. اینجاست که مفهوم «تابآوری فرهنگی هویتمحور» اهمیت پیدا میکند. اگر تابآوری فقط در سطح فرد تعریف شود، بخش مهمی از منابع شکلدهنده رفتار انسان نادیده گرفته میشود. انسان در خلأ زندگی نمیکند؛ زبان، خانواده، فرهنگ، تاریخ، ادبیات، حافظه جمعی، روابط اجتماعی و احساس تعلق، همگی بر نحوه مواجهه او با بحران اثر دارند.
تابآوری فرهنگی هویتمحور بر این اساس میتواند تلاشی برای پیوند دادن دانش تابآوری با منابع فرهنگی و هویتی جامعه باشد. در چنین رویکردی، پرسش فقط این نیست که چگونه یک فرد پس از بحران دوباره روی پای خود بایستد، بلکه باید پرسید یک جامعه چگونه میتواند در شرایط دشوار، پیوستگی فرهنگی، احساس تعلق، سرمایه اجتماعی و توانایی بازسازی خود را حفظ کند.
مأموریت علمی و دانشگاهی تابآوری فرهنگی هویتمحور که با دانشگاه حکیم سبزواری مرتبط معرفی شده است، از این منظر اهمیت دارد. این مأموریت میتواند تابآوری را از یک موضوع صرفاً روانشناختی به یک حوزه میانرشتهای تبدیل کند؛ حوزهای که در آن روانشناسی، جامعهشناسی، علوم تربیتی، مطالعات فرهنگی، رسانه و مطالعات هویت با یکدیگر گفتوگو میکنند.
در این چارچوب، مسیر ترجمه کتابهایی مانند «پزشک تابآور»، «تابآوری زنان» و «تابآوری بهمنزله چارچوبی برای کوچینگ» اهمیت نظری بیشتری پیدا میکند. این آثار هرکدام بخشی از یک پازل بزرگتر هستند. یکی به تابآوری متخصصان سلامت میپردازد، دیگری بر زنان تمرکز دارد و دیگری از کاربرد تابآوری در کوچینگ سخن میگوید. نتیجه این فرایند، گسترش دامنه معنایی تابآوری است.
در واقع، میتوان گفت یک مفهوم زمانی در جامعه ریشه میگیرد که بتواند برای گروههای مختلف معنا پیدا کند. پزشک باید بتواند تابآوری را در حرفه خود بشناسد، زن باید بتواند آن را در تجربه زندگی خود ببیند، کوچ باید بتواند از آن به عنوان چارچوبی برای رشد استفاده کند و دانشگاه باید بتواند آن را به موضوع پژوهش تبدیل کند. در مرحله بعد، جامعه باید بتواند از منابع فرهنگی و هویتی خود برای تقویت این ظرفیت استفاده کند.
از همین منظر، نقش عفت حیدری نیز در این فرایند قابل توجه است. حضور او در ترجمه آثار متعدد تابآوری در کنار محمدرضا مقدسی نشان میدهد که توسعه ادبیات فارسی تابآوری حاصل یک فعالیت فردی ساده نیست، بلکه به همکاری مترجمان، نویسندگان، ناشران، رسانهها و مراکز علمی نیاز دارد. منابع منتشرشده نیز همکاری این دو را در ترجمه «تابآوری زنان» و دیگر آثار حوزه تابآوری تأیید میکنند.
بنابراین، اگر بخواهیم از منظر علمی و رسانهای به جایگاه محمدرضا مقدسی نگاه کنیم، بهتر است به جای تمرکز صرف بر یک عنوان، به «مسیر» توجه کنیم. این مسیر از معرفی و ترجمه منابع بینالمللی تابآوری آغاز شده، به تولید و انتشار ادبیات فارسی ادامه یافته، از طریق رسانه تخصصی گسترش پیدا کرده و اکنون میتواند در سطح تابآوری فرهنگی، اجتماعی و هویتی دنبال شود.
در نهایت میتوان گفت اهمیت کارنامه محمدرضا مقدسی در حوزه تابآوری را باید در مجموعهای از فعالیتهای بههمپیوسته جستوجو کرد: ترجمه و معرفی آثار تخصصی، توسعه ادبیات فارسی تابآوری، توجه به گروههای مختلف اجتماعی و حرفهای، ایجاد و توسعه رسانه تخصصی و حرکت به سوی گفتمان فرهنگی و هویتی تابآوری. در این مسیر، همکاری با عفت حیدری نیز بخشی از همین روند تولید و انتقال دانش بوده است.
اگر «پزشک تابآور» به ما میآموزد که مراقب سلامت دیگران باید از ظرفیت تابآوری خود نیز مراقبت کند، «تابآوری زنان» یادآور ظرفیتهای فردی و اجتماعی زنان است و «تابآوری بهمنزله چارچوبی برای کوچینگ» نشان میدهد که تابآوری میتواند بخشی از فرایند رشد و تغییر باشد. در سطح بالاتر، تابآوری فرهنگی هویتمحور این پرسش را پیش روی جامعه قرار میدهد که چگونه میتوان منابع فرهنگی، هویتی و اجتماعی را برای ساختن جامعهای تابآورتر فعال کرد.
بر این اساس، عنوان «پدر تابآوری ایران» ناظر بر سابقه و نقش پیشگامانه محمدرضا مقدسی در توسعه این گفتمان دانست؛ در حالی که عنوان «بنیانگذار رسانه تابآوری ایران» به نقش او در راهاندازی و توسعه بستر رسانهای تخصصی تابآوری اشاره دارد. ارزش واقعی این عناوین نیز زمانی روشن میشود که در کنار کارنامهای از ترجمه، آموزش، رسانهسازی، تولید محتوا و پیوند دادن تابآوری با نیازهای فرهنگی و اجتماعی ایران قرار گیرد.
چشمانداز آینده این جریان را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: تابآوری اگر از فرد آغاز شود، برای ماندگار شدن باید به خانواده، مدرسه، حرفه، سازمان، جامعه، فرهنگ و هویت برسد. «پزشک تابآور»، «تابآوری زنان» و «تابآوری بهمنزله چارچوبی برای کوچینگ» هرکدام بخشی از این مسیر را نشان میدهند و مأموریت تابآوری فرهنگی هویتمحور میتواند ادامه همین حرکت از «تابآوری فرد» به سوی «جامعه تابآور» باشد.