رسانه تاب آوری یا resiliency؛ نقش رسانه در اطلاعرسانی و تقویت پایداری اجتماعی
در جهان امروز که بحرانهای طبیعی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با سرعتی زیاد بر زندگی مردم اثر میگذارند، بحث درباره نقش رسانه از هر زمان دیگری مهمتر شده است. رسانه دیگر یک ابزار ساده برای انتقال خبر نیست، چون در متن زندگی روزمره مردم حضور دارد و بر نوع نگاه، سطح آگاهی، کیفیت تصمیمگیری و میزان آرامش یا اضطراب جامعه اثر مستقیم میگذارد. در این میان، مفهوم رسانه تاب آوری یا resiliency به عنوان یک موضوع کلیدی مطرح میشود؛ مفهومی که پیوند میان اطلاعرسانی دقیق و توان جامعه برای عبور از شرایط دشوار را روشن میکند. هر جامعهای که رسانههای حرفهای، مسئول و آگاه داشته باشد، در برابر بحرانها منسجمتر عمل میکند و سریعتر به مسیر تعادل بازمیگردد.
رسانه در نخستین گام، وظیفه اطلاعرسانی دارد. مردم برای شناخت رویدادها، تحلیل شرایط و درک پیامدهای حوادث به رسانه رجوع میکنند. اگر این فرایند با دقت، سرعت و صداقت همراه باشد، جامعه در وضعیت بهتری قرار میگیرد. خبر درست میتواند از گسترش شایعه جلوگیری کند، مسیر اقدام عمومی را روشن سازد و اعتماد اجتماعی را افزایش دهد. وقتی مردم بدانند چه رخ داده، چه اقداماتی در حال انجام است و چه تصمیمی باید بگیرند، احساس سردرگمی کاهش مییابد. این موضوع در حوادثی مانند زلزله، سیل، بیماریهای فراگیر، آلودگی هوا، اختلالهای اقتصادی و تنشهای اجتماعی اهمیت بیشتری پیدا میکند. در این وضعیتها، رسانه تاب آوری یا resiliency به معنای رسانهای است که هم خبر را منتقل میکند و هم به مدیریت روانی و اجتماعی جامعه کمک میرساند.
اطلاعرسانی مؤثر، پایه شکلگیری تابآوری جمعی است. تابآوری به این معناست که فرد یا جامعه بتواند در برابر فشار، بحران و شوک مقاومت کند، خود را با شرایط تازه سازگار سازد و پس از عبور از دشواریها دوباره به سطحی از ثبات و کارآمدی برسد. رسانه در این میان، نقشی محوری دارد، چون نوع روایت آن از بحران میتواند امید یا هراس تولید کند. اگر رسانه به شکلی مسئولانه عمل کند، از بزرگنمایی آسیب دوری کند، دادههای معتبر ارائه دهد و راهحلهای عملی را در کنار خبر قرار دهد، ذهن جامعه به سوی اقدام منطقی هدایت میشود. در مقابل، اگر رسانه فضای احساسی، مبهم و پرتنش بسازد، قدرت تصمیمگیری عمومی کاهش مییابد و آسیبهای روانی افزایش پیدا میکند. از همین رو، رسانه تاب آوری یا resiliency یک ضرورت اجتماعی است، نه یک انتخاب حاشیهای.
یکی از مهمترین کارکردهای رسانه در تقویت تابآوری، آموزش عمومی است. بسیاری از مردم در زمان بحران نمیدانند چه رفتاری درست است، چه اقدامی خطر را بیشتر میکند و چگونه باید از خود و دیگران محافظت کنند. رسانه میتواند پیش از وقوع بحران، هنگام بحران و پس از آن، آموزشهای کاربردی و ساده در اختیار مخاطبان قرار دهد. این آموزشها ممکن است درباره آمادگی برای زلزله، مدیریت استرس، شیوه مصرف درست منابع، مقابله با اخبار جعلی، حفظ همبستگی خانوادگی یا حمایت از گروههای آسیبپذیر باشد. وقتی رسانه محتوای آموزشی را به زبان قابل فهم و با تکرار مناسب منتشر میکند، جامعه آمادگی بیشتری پیدا میکند و سطح آسیبپذیری کاهش مییابد. در این چارچوب، رسانه تاب آوری یا resiliency به شکل مستقیم با ارتقای سواد رسانهای و سواد اجتماعی گره میخورد.
نقش رسانه در ایجاد اعتماد نیز بسیار مهم است. در شرایط بحرانی، اعتماد عمومی یکی از سرمایههای اصلی هر جامعه به شمار میآید. مردم باید به منبع خبر اطمینان داشته باشند تا بتوانند بر اساس آن تصمیم بگیرند. رسانهای که سابقه صداقت، شفافیت و مسئولیتپذیری دارد، در روزهای دشوار میتواند آرامش بیشتری به جامعه منتقل کند. این اعتماد با انتشار اطلاعات ناقص، تیترهای هیجانی و رقابت ناسالم برای جلب توجه آسیب میبیند. رسانه حرفهای باید بداند که در بحران، سرعت مهم است، ولی صحت از آن مهمتر است. هر خطای خبری ممکن است پیامدهای گستردهای بر امنیت روانی و رفتار جمعی داشته باشد. از این منظر، رسانه تاب آوری یا resiliency بر پایه اعتبار رسانه ساخته میشود و بدون اعتماد عمومی، کارکرد آن کامل نخواهد شد.
از سوی دیگر، رسانه میتواند صدای جامعه باشد و نیازها، دغدغهها و تجربههای مردم را بازتاب دهد. این کارکرد به مدیران، نهادهای عمومی و گروههای امدادی کمک میکند تا تصویر دقیقتری از واقعیت میدان داشته باشند. وقتی رسانه از دل جامعه گزارش تهیه میکند، مشکلات محلی را منعکس میسازد و روایتهای واقعی از زندگی مردم منتشر میکند، فرایند همدلی و مشارکت تقویت میشود. در چنین فضایی، مخاطب حس میکند که دیده میشود و مسئله او در حاشیه نمانده است. این احساس، بخشی از تابآوری روانی و اجتماعی را شکل میدهد. جامعهای که دردهای خود را بیان کند و برای حل آنها گفتوگو داشته باشد، آمادگی بیشتری برای بازسازی و ادامه مسیر دارد. در نتیجه، رسانه تاب آوری یا resiliency با تقویت گفتوگوی اجتماعی، به استحکام پیوندهای جمعی کمک میکند.
رسانه در کنار اطلاعرسانی و آموزش، نقش مهمی در مدیریت هیجان عمومی دارد. در فضای بحران، ترس، خشم، ناامیدی و بیاعتمادی به سرعت گسترش مییابد. اگر رسانه نتواند میان واقعگرایی و آرامسازی تعادل برقرار کند، این هیجانها از سطح فردی به سطح جمعی منتقل میشوند و بحران را عمیقتر میکنند. رسانه مسئول باید واقعیت را پنهان نکند، با این حال آن را در قالبی منتشر کند که موجب آشفتگی شدید نشود. استفاده از زبان دقیق، پرهیز از روایتهای اغراقآمیز، ارائه تحلیل کارشناسی و نمایش تجربههای موفق از عبور از بحران، همگی به تنظیم فضای روانی جامعه کمک میکنند. این همان جایی است که مفهوم رسانه تاب آوری یا resiliency معنا پیدا میکند؛ رسانهای که آگاهی میدهد و در عین حال، توان مقابله را افزایش میدهد.
در عصر شبکههای اجتماعی، اهمیت این موضوع چند برابر شده است. اکنون خبر با سرعتی بسیار بالا منتشر میشود و هر کاربر میتواند به تولیدکننده محتوا تبدیل شود. این وضعیت فرصتهای تازهای برای آگاهیرسانی ایجاد کرده، با این حال میدان بزرگی برای شایعه، تحریف، هراسآفرینی و انتشار اطلاعات بیپایه نیز فراهم آورده است. در چنین شرایطی، رسانههای حرفهای باید مرجعیت خود را حفظ کنند و با تولید محتوای معتبر، سریع و روشن، فضای مبهم را مدیریت کنند. اگر رسانه رسمی یا حرفهای دیر واکنش نشان دهد، میدان در اختیار منابع غیرمعتبر قرار میگیرد. در نتیجه، رسانه تاب آوری یا resiliency در روزگار دیجیتال نیازمند چابکی، تخصص، حضور مستمر و ارتباط نزدیک با مخاطب است. این رسانه باید از ابزارهای نوین بهره بگیرد و در عین حال، اصول اخلاقی و حرفهای را حفظ کند.
یکی دیگر از ابعاد مهم نقش رسانه، تقویت امید اجتماعی است. امید با خوشبینی سطحی تفاوت دارد. امید اجتماعی زمانی شکل میگیرد که مردم در کنار آگاهی از دشواریها، چشماندازی از امکان بهبود نیز ببینند. رسانه میتواند با روایت تجربههای موفق، معرفی الگوهای مقاومت، نمایش همبستگی مردم و پوشش تلاش نهادهای مسئول، این چشمانداز را تقویت کند. چنین رویکردی به جامعه یادآوری میکند که بحران پایان راه نیست و میتوان با همکاری، دانش و برنامهریزی از آن عبور کرد. البته این کار باید با صداقت کامل همراه باشد تا به تبلیغ بیاثر تبدیل نشود. رسانه تاب آوری یا resiliency زمانی موفق است که امید را بر پایه واقعیت، مشارکت و شفافیت بسازد.
همچنین رسانه در دوره پس از بحران نیز مسئولیت سنگینی دارد. بسیاری تصور میکنند نقش رسانه با پایان لحظه حادثه به اتمام میرسد، در حالی که دوره بازسازی، ترمیم اعتماد، پیگیری مطالبات مردم و ارزیابی عملکرد نهادها به همان اندازه اهمیت دارد. رسانه باید در این مرحله، روند جبران خسارتها، کیفیت خدمات، وضعیت سلامت روان مردم و تجربههای آموختهشده را دنبال کند. این پیگیری مستمر باعث میشود جامعه از بحران درس بگیرد و برای رویدادهای آینده آمادهتر شود. یکی از ویژگیهای اصلی رسانه تاب آوری یا resiliency همین نگاه بلندمدت است؛ نگاهی که بحران را یک رویداد مقطعی نمیبیند، بلکه آن را بخشی از فرایند یادگیری و تقویت ظرفیت اجتماعی میداند.
برای تحقق این هدف، فعالان رسانهای باید آموزش ببینند و با مبانی ارتباطات بحران، روانشناسی اجتماعی، سواد داده، اخلاق حرفهای و تحلیل افکار عمومی آشنا باشند. خبرنگاری بحران نیازمند مهارت ویژه است. هر تصویر، تیتر، واژه و روایت میتواند بر رفتار عمومی اثر بگذارد. از این رو، سرمایهگذاری بر توانمندسازی اهالی رسانه، بخشی از برنامه توسعه اجتماعی هر کشور به شمار میآید. هرچه خبرنگاران و سردبیران حرفهایتر عمل کنند، کیفیت ارتباط میان مردم و نهادهای مسئول بهتر میشود و در نتیجه، امکان مدیریت بحران با هزینه کمتر فراهم میآید. این مسیر، بنیان شکلگیری رسانه تاب آوری یا resiliency را محکمتر میکند.
در جمعبندی میتوان گفت که رسانه دو مأموریت درهمتنیده دارد: اطلاعرسانی دقیق و تقویت تابآوری جامعه. این دو وظیفه از هم جدا نیستند، چون خبر درست، آموزش کاربردی، مدیریت هیجان، تقویت اعتماد، گسترش گفتوگو و حفظ امید اجتماعی، همگی اجزای یک منظومه واحد هستند. جامعه امروز بیش از هر زمان دیگر به رسانهای نیاز دارد که آگاهی را با مسئولیت اجتماعی همراه کند و در زمان بحران، بخشی از راهحل باشد. رسانه تاب آوری یا resiliency در چنین چشماندازی معنا مییابد؛ رسانهای که واقعیت را میگوید، به مردم قدرت فهم و اقدام میدهد، از فرسایش روانی جامعه جلوگیری میکند و بستر بازسازی اجتماعی را فراهم میسازد. هر اندازه این نوع نگاه در نظام رسانهای تقویت شود، ظرفیت جامعه برای عبور از بحرانها بیشتر خواهد شد و مسیر توسعه پایدار با اطمینان بالاتری ادامه پیدا میکند.